امروز تو تاکسی نشسته بودم یه دختره اومد کنارم نشست خودشو هی میچسبوند به من!!! (دختر هم دخترای قدیم) منم خودم رو چند بار کشیم کنار
از اون موقع احساس یوسف پیامبر بودن بهم دست داده



برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
این جمله ربطی به اون جمله معروف نداره، دیروز گفته بودم فیدبک میدم و دادم، به نظرم کافی بود و لازم اما در هر صورت آدم ناراحت میشه بخاطر اینکار، اما من هم عذاب میکشیدم در غیر این صورت. الآن زمان تلطیف (شاید هم طلتیف
) کردن رابطه است.
let's start ...
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
چند روز پیش خواب دیدم رفتم سوپرمارکت موقع حساب کردن یه تمساح رو به عنوان اشانتیون بهم داد که یه بچه تمساح هم داشت و بچه تمساح یه کاکتوس بود به شکل انسان (یا به عبارتی عروسکی آدم شکل به صورت کاکتوس بود.)
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
هفته پیش رفتم کیش
بعله عرضم به حضور که با یکی از دوستان جان برنامه ریختم برای اولین بار سفری بدون خانواده و جمع و فقط با یک نفر همراه و برنامه ریزی خودم (تاکید میکنم) انجام بدم. که مزایای زیادی داشت
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
1. کلاس زبان
2. کلاس موسیقی
3. بدن سازی
4. هرماه یکبار کنفرانس ایده های جدید
5. کوه -> با گروه یک گروه
6. مطالعه کتاب مبانی اقتصاد
7. مطالعه نهج البلاغه
میزان تحقق این اهداف آخر سال باید بررسی شود. اما تا ایجای کار که چندان خوب پیش نرفته. لتس سی وات وود هپن
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
درباب مهاجرت در زبان اجنبی و سه کلمه Migration, Emigration, Immigration:
ابتدا به ساکن به میزان کاربرد این کلمات در زبان انگلیسی توجه کنیم. اینجا
کلمه با ابهت emigration به معنی مهاجرت به خارج از کشو
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
سوالم اینه که آیا کسی هست که پست های وبلاگ رو بخونه؟؟؟ و اصلا چرا باید بخواد بخونه؟ اصلا چرا باید بخواد دفتر یادداشت منو ورق بزنه.
اصلا من چرا دارم اینجا مینویسم؟ (من کیم تو کیی)
جالب نیس که تو یه روز سی و چند نفر مراجعه کرده باشند؟؟؟ خیلی عجیبه برام ![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی